شرايط كارگزاران از ديدگاه نهج البلاغه
حسن معاشرت
از ديدگاه اسلام كارگزاران خدمتگزار مردم هستند ، نه ارباب آنان . از اين رو بايد
نحوه رفتار و معاشرت آنان با مردم ، براساس عناصر ارزشي اسلام باشد . تاريخ جوامع
بشري نشان مي دهد كه كارگزاراني در ايفاي مسؤوليت خويش موفق بودند كه از عناصر مهم
اخلاقي همانند تواضع ، مهر به مردم و ... بهره گرفته اند . در حوزه فرهنگ اسلام نيز
به اين عناصر توجه شده است . چنانكه در قرآن خطاب به رسول اكرم ( ص ) آمده است :
اگر خشن و بد خلق بودي مردم از اطراف تو پراكنده مي شدند . يكي از ويژگي هاي مهمي
كه از ديدگاه نهج البلاغه به آن توجه خاص شده حسن معاشرت كارگزاران با مردم است ؛
كه بايد براساس اصول و مباني و ارزش هاي اخلاق اسلامي باشد . از ديدگاه نهج البلاغه
كارگزاران همانند درندگان نيستند كه مردم از آنان وحشت داشته و جرأت صحبت كردن با
آنان را نداشته باشند . از اين رو كارگزاران بايد با مردم با بهره گيري از عوامل و
عناصر مهم اخلاقي همانند تواضع ، عفو ، محبت نسبت به مردم ؛ معاشرت كارگزاراني
همانند محمد بن ابو بكر و مالك اشتر توصيه مي كند كه با مردم براساس مهر ، عاطفه ،
عفو و تواضع برخورد كنند چنانكه آن حضرت خطاب به محمد بن ابو بكر فرمود : دو بال
خود را در برابرشان فرود آر و با آنان با نرمي رفتار نما و در هنگام مواجهه با آنان
با چهره خندان و گشاده روبرو شو . همچنين آن حضرت خطاب به مالك اشتر فرمود : ... دل
خويش را با مهر رعيت سرشار ساز و به آنان محبت نموده و لطف نما . براي آنان مثل
درنده خونخوار مباش كه لقمه از دهان آنها بگيري ، زيرا مردم دو دسته اند يا برادران
ديني تواند و يا در خلقت شبيه خودت كه از آنان لغزش سر مي زند و دستخوش انحراف مي
شوند ... بنابراين از عفو و گذشت خويش آنان را بهره مند ساز زيرا تو مافوق آنهايي و
امام تو مافوق تو و خداوند مافوق امام تو است ... نكته قابل توجه آن است كه علي ( ع
) به مردم نحوه برخورد با حاكمان را نيز تعليم مي دهد . حضرت يكي از اهداف حكومت
خويش را برقراري عدالت كه مصداق بارز آن ، احقاق حق محرومان است ؛ بيان كرده است .
با من آنسان كه با جباران و ستمگران سخن مي گويند سخن نگوييد ، القاب پر طنطنه
برايم بكار نبريد .
عدالت و ظلم ستيزي
از ديدگاه علي ( ع ) يكي از ويژگي ها و صفات مهم كارگزاران نظام اسلامي ، عدالت ،
ظلم ستيزي و مساوات نگري است . عدالت و ظلم ستيزي از مقوله هايي است كه در فرهنگ
امام علي ( ع ) از اهميت ويژه اي برخوردار است . اين نگاه امام با ديدگاه قرآن و
منظر رهبران الهي ديگر نيز هماهنگ است . چنانكه در قرآن و منظر رهبران الهي ديگر
نيز هماهنگ است . چنانكه در قرآن يكي از اهداف بعثت انبياء برقراري عدالت بيان شده
است و همه مسلمانان و مومنان به اين عنصر و پديده مهم ارزشي دعوت شده اند : يكي از
اهداف و آرمان بلند علي ( ع ) برقراي عدالت و ظلم ستيزي است . از اين رو است كه آن
حضرت يكي از اهداف حكومت خويش را برقراري عدالت كه مصداق بارز آن احقاق حق محرومان
است ؛ بيان كرده است . همچنين آن حضرت خطاب به فرزندان خود فرمود : دشمن ستمكاران و
ياور ستمديدگان باشيد . ... از منظر علي ( ع ) حكومت بايد مبتني بر رفع تبعيض و
مساوات نگري باشد . از اين رو كارگزاران او هم بايد عادل باشند و هم عدالت نگر ؛ كه
هيچ از مسير عدالت منحرف نشده و در سياستگزاري هاي كشور عدالت را رعايت كنند . چه
بسا به خاطر عدم رعايت عدالت حق محرومي ضايع شده و انساني بي گناه به پاي دار برود
. به خاطر اهميت و حسن عدالت و قبح ظلم است ، كه از ديدگاه علي ( ع ) رهبر عادل
ترين بندگان خدا و حاكمان ظالم ترين انسان ها معرفي شده است . چنانكه آن حضرت
درباره كارگزاران برتر فرمود : برترين كارگزاران كساني هستند كه نام و خاطره اش به
عدل ياد شود . كارگزاران جوامع اسلامي بايد بدانند كه رسيدگي به وضعيت محرومان و
احقاق حق آنها يكي از وظايف مهم آنان است . سياستگزارن بايد سعي كنند كه در جهت رفع
تبعيض و بهبود توده مردم كه معمولاَ محرومان و پابرهنگان هستند ، سياست هاي اصولي و
منطقي اتخاذ كنند كه آنان ستون فقرات جامعه و پشتوانه محكم حكومت ها هستند . چنانچه
از ديدگاه علي ( ع ) نيز مشورت و بهره گيري از تجربيات ديگران از اهميت ويژه اي
برخوردار است . علي ( ع ) خطاب به مالك اشتر فرمود : بي شك فقط توده هاي مردمند كه
ستون فقرات جامعه ديني و وسيله شكست دشمنان مي باشند . تو با آنها باش و بر آنها
تكيه زن و به خواست و نياز آنان توجه كن . تاريخ انقلاب اسلامي ايران نشان داد كه
محرومان پا برهنگان جامعه ، انقلاب را حفظ كردند ؛ نه مرفه هايي بي درد . از اين رو
از نگاه علي ( ع ) جامعه اي كه در آن حق محرومان ناديده گرفته شود ، قداست ندارد .
چنانچه آن حضرت خطاب به مالك اشتر از قول رسول الله ( ص ) فرمود كه رسول خدا چنين
فرمود : هرگز امتي كه حق ضعيفان در ميان آنان پايمال مي شود از قداست برخوردار
نخواهد شد .
توانايي و سياست
از ديدگاه علي ( ع ) يكي از ويژگي ها و صفات كارگزاران نظام اسلامي توانايي و سياست
است . از اين روست كه در نحوه انتخاب كارگزاران از سوي آن حضرت به اين عنصر توجه
شده است . انتخاب كارگزاران با تدبير همانند مالك اشتر حاكي از توجه خاص آن حضرت به
اين ويژگي است . در جوامع امروزه نيز از كارگزاراني بهره گرفته مي شود ، كه از
توانايي و مديريت خوبي برخوردار باشند . طبيعي است كه كارگزاران هر نظامي بايد
شايسته و توانا باشند تا بتوانند به وظايف خويش خوب عمل كنند . كارگزاراني كه در
انجام وظايف محوله خود ناتوان باشند صلاحيت چنين مسؤوليتي را ندارند . از اين روست
كه علي ( ع ) به توانايي و تدبير كارگزاران كه معناي عامي دارد تأكيد نموده چنين
فرمود : از مردم شايسته ترين افراد به حكومت تواناترين آنها بر امور حكومتي است .
...
در فرهنگ اسلام به لياقت و اولويت ها درخصوص انتخاب كارگزاران توجه خاصي شده است.
بي ترديد يكي از مصاديق بارز لياقت و اولويت ها توانايي و تدبير است كه در كلام علي
( ع) به آن شارت رفت . از اين رو است كه اگر در جامعه اي اسلامي مسؤوليت ها براساس
لياقت و اولويت ها واگذار نشود ، خيانت معرفي شده است . چنانكه رسول خدا ( ص) فرمود
: هركس از ميان مسلمانان كارگزاراني را برگزيند در حالي كه مي داند كسي ديگر نسبت
به او اولويت دارد به قرآن و سنت آگاه تر است خيانت به خدا و رسول او و جميع
مسلمانان كرده است .
مشورت
در جوامع بشري مشورت و بهره گيري از تجربيات و افكار ديگران يك اصل پذيرفته شده است
. از اين رو است كه رهبران و كارگزاران جوامع ، مشاورين متعدد در زمينه هاي مختلف
دارند . در مسايل علمي نيز مشورت كاربرد مهم دارد . چنانچه پزشكان در مسايل پزشكي
مشاوره مي كنند . از يدگاه اسلام نيز به مشورت ، تبادل افكار و بهره گيري از تجارب
ديگران توجه خاص شده است . رسول اكر ( ص ) مشورت را موجب رشد دانسته و خود آن حضرت
در زمينه هاي مختلف با اصحاب خود مشورت مي كرد . چنانكه آن حضرت در جنگ بدر ، احد ،
طائف و صلح حديبيه و ... با اصحاب خود مشورت كرد . از ديدگاه علي ( ع ) نيز مشورت و
بهره گيري از تجربيات ديگران از اهميت ويژه اي برخوردار است . چنانكه آن حضرت از
تجربه به عنوان علم جديد ياد كرده است و از مشورت به عنوان مهم ترين پشتيبان با
توجه به اهميت مشورت است كه علي ( ع ) يكي از وظايف مالك اشتر را مشورت بيان كرده
است . چنانچه آن حضرت مالك اشتر را به همنشيني و مذاكره با علما و حكيمان اسلامي
امر مي كند : با دانشمندان و حكيمان زياد به بحث ، مذاكره بنشين تا مصالح كشور را
تثبيت كني و اصول پايداري يك ملت را قوام بخشي ، كارگزاراني كه استبداد رأي دارند و
از انذار ديگران خود را بي نياز مي دانند ، در ايفاي مسؤوليت موفق نبوده و در معرض
لغزش ها و خطرات جدي قرار مي گيرند . بي ترديد يكي از مسائل مهم مذاكره با
فرهيختگان و دانشوران بهره گيري از افكار و تجربيات آنان در زمينه مسائل حكومتي است
؛ كه بهره گيري از افكار صاحبان فكر و انديشه موجب هدايت و رشد و بي نيازي از انذار
ديگران موجب هلاكت و خطر جدي خواهد بود . با توجه به بررسي هاي مهمي كه پيرامون
ديدگاه علي ( ع ) درخصوص لزوم مشورت كارگزاران ، صورت گرفت ؛ چنين مي توان گفت :
يكي از ويژگي هاي مهم مديران حكومتي و كارگزاران مشورت با ديگران است . نكته قابل
ذكر آن است كه از يدگاه علي ( ع ) كارگزاران با هر كسي نبايد مشورت كنند ؛ به دليل
اينكه مشورت با برخي افراد در مسايل حكومتي نه تنها مفيد نيست ، بلكه زيان آور است
. از اين روست كه علي ( ع ) به مالك اشتر دستور مي دهد كه با علما و حكيمان مشورت
كرده و از مشورت با برخي از افراد پرهيز كند چنانكه آن حضرت فرمود : با بخيل مشورت
نكن زيرا از بخشش و كمك به ديگران باز مي دارند و از فقر مي ترسانند . همچنين با
افراد ترسو مشورت نكن زيرا آنها تو را از انجام كارهاي مهم باز مي دارند . و نيز با
افراد حريص مشورت نكن كه آنها براي جمع آوري ثروت و يا كسب مقام ستمگري را در نظر
تو نيك جلوه مي دهند .
حسن سابقه
يكي از ويژگي ها و شرايط كارگزاران از ديدگاه علي ( ع ) براي اولويت خود براي رهبري
امت اسلامي به حسن سابقه خود استدلال مي كرد . در گماردن و عزل مديران حكومتي از
سوي علي ( ع ) نيز به اين ويژگي اهميت داده شده است . به دليل اينكه عزل برخي از
كارگزاران به خاطر سوء سابقه آنان بوده است كه در حكومت قبل داشته اند .علي ( ع )
معاويه را به خاظر سوء سابقه اش مورد سرزنش قرار داده فرمود : تو لياقت رهبري را
نداري با توجه به ويژگي فوق است كه علي ( ع ) مالك اشتر را مخاطب قرار داده فرمود :
بدترين وزراي تو كساني هستند كه براي آنها بيابي از كساني كه از نظر فكر و نفوذ
كمتر از آنان نيستند ، اما بار گناهان آنها را به دوش نمي كشند هزينه اين افراد بر
تو سبكتر و همكاريشان با تو بهتر است.
همچنين آن حضرت در مورد انتخاب وزرا كه اصالت خانوادگي و سابقه درخشان دارند ، خطاب
به مالك اشتر فرمود : پس به سراغ كساني برو كه از خانواده هاي اصيل ، نجيب ، با
شخصيت ، مومن ، صالح و خوش سابقه اند . بدترين وزراي تو كساني هستند كه براي
جنايتكارن پيشين وزارت نموده و يا شريك جنايتشان بوده اند . از سخنان علي ( ع )
چنين استفاده مي شود كه در حكومت اسلامي مسؤوليت ها نبايد به مهره هاي مؤثر در رژيم
هاي طاغوتي كه معمولاََ سابقه سوء دارند واگذار شود . به دليل اينكه آنها علاوه بر
آنكه صلاحيت چنين مسؤوليتي را ندارند ، از نظر مردم نيز اعتبار ندارند و سبب وهن
حكومت اسلامي مي شود . ديدگاه علي ( ع ) درخصوص حسن سابقه كارگزاران يك اصل مهم و
مقبول جوامع است به دليل اينكه در جوامع يكي از معيار و پارامترهاي گزينش كارگزاران
حسن سابقه است . اگرچه امكان دارد كه برخي افراد بد سابقه به حسب تحولات جوامع عوض
شود ولي چنين افرادي كم هستند .
امانت داري
حكومت از ديدگاه علي ( ع ) امانت الهي است كه فلسفه وجودي آن براي اجراي قوانين
الهي ، برقراري عدالت ، احقاق حق محرمان ، و ... است چنانكه آن حضرت فرمود : خدايا
تو مي داني آنچه از ما در گرفتن زمام حكومت به دست واقع شد به خاطر رغبت در امر
حكومت و سلطنت نبود ، و نه براي به دست آوردن متاع دنيا ، هدف اين بود كه دينت را
زنده كنيم و بلاد تو را اصلاح نماييم تا بندگان مظلوم تو احساس امنيت كنند و حدود و
قوانين تو را برپا سازيم . براين اساس كارگزاران حكومت اسلامي امانت دار اين امانت
الهي هستند ؛ كه بايد امين باشند . از اين رو مي توان گفت : يكي از شرايط و صفات
مهم كارگزاران از ديدگاه علي ( ع ) امانت داري است . چنانچه علي ( ع ) خطاب به حاكم
بحرين كه از حكومت به عنوان امانت الهي بهره گرفته بود فرمود : پس همانا به خوبي از
عهده حكومت برآمده اي و امانت خود را ادا كرده اي . همچنين آن حضرت در نامه اي به
يكي از كارگزارانش درباره اختلاس او كه خيانت به امانت است فرمود : اگر تو انجام
دادي ( و خيانت كردي ) پس همانا پرووردگارت را ناراحت كرده خلاف فرمان امام خود عمل
نمودي و به امانت خويش خيانت كردي . همان طوري كه از سخنان علي ( ع ) استفاده شد
كارگزاران امانت دارند ؛ كه بايد امانت الهي را حفظ كرده و امين باشند . يكي از
مصاديق مهم امانت داري آن است كه كارگزاران اسلامي از حكومت به عنوان وسيله و
ابزاري براي اجرا و احياي قوانين الهي استفاده كنند .
كارگزاران جهان اسلام بدانند كه توسعه اقتصادي ، سياسي يكي از شاخصه هاي توسعه
جامعه اسلامي است ؛ ولكن شاخصه مهم بنيادي توسعه همانا توسعه فرهنگي است . ائمه
حكومت را براي احيا و اجراي قوانين الهي مي خواستند . بي ترديد در پرتو اجراي
قوانين الهي است كه محرومان به حق خود رسيده و شجره خبيثه ظلم از جامعه ريشه كن شده
و درخت عدالت به بار مي نشيند و در سايه اجراي قوانين الهي است كه جوامع اسلامي به
سوي قانونگرايي و قانونمندي هدايت شده ضوابط جايگزين ضوابط خواهد شد . كارگزاران
جهان اسلان بدانند كه توسعه اقتصادي ، سياسي يكي از شاخصه هاي توسعه جامعه اسلامي
است ؛ ولكن شاخصه مهم و بنيادي توسعه همانا توسعه فرهنگي است كه در جوامع اسلامي
توسعه فرهنگي زيربناي توسعه اقتصادي ، سياسي است . اگر جامعه اسلامي با معارف عميق
و بلند اسلامي آشنا نباشد ، چه بسا كه فرهنگ تجمل گرايي ، اسراف و اشرافگري ، در
جامعه حاكم شده و معنويت از جامعه رخت بربندد ؛ و مردم و مخصوصاَ نسل جوان قرباني
تهاجم فرهنگي شوند . كارگزاران با بهره گيري از ويژگي ها و صفات كارگزاران از
ديدگاه علي ( ع ) مورد تجليل قرار گرفت . مي توانند امانت دار امانت الهي باشند به
دليل اينكه اين ويژگي ها مربوط به مقطع زماني خاص نيستند ؛ بلكه عناصري هستند كه در
تمام زمانها كاربرد دارند . چه بسا كارگزاري كه اين عناصر را ناديده گرفته و از
حكومت به عنوان رياست طلبي و ... استفاده كند كه اين گونه بهره گيري از حكومت خيانت
به امانت است و موجب پشيماني در قيامت. چنانكه رسول خدا فرمود : حكومت در دست
كارگزار امانت است و آن در روز قيامت مايه خواري و پشيماني است مگر اينكه كسي آن را
به حق و از راه مشروع تصاحب كند و به وظيفه خويش عمل نمايد .
صداقت
در حوزه تعليمات اسلام صداقت يكي از عناصر مهم ارزشي است . رسول خدا ( ص ) فرمود :
براي امتحان مردم نگاه به زيادي نماز و روزه آنها و كثرت حج و نيكي كردن آنها به
مردم و سرو صداي آنها در عبادت شبانه نكنيد . ولي نگاه به راستگويي و امانت آنها
كنيد . معصومان ديگر ( ع ) نيز به اين عنصر ارزشي اسلامي و انساني توجه خاص داشته
اند . با توجه به نقش سازنده صداقت در روابط اجتماعي و سياسي ؛ رعايت آن براي همگان
اهميت دارد و لكن رعايت اين پديده ارزشمند براي كارگزاران از اهميت ويژه اي
برخوردار است . زيرا كه صادقانه برخورد نمودن كارگزاران با مردم و گفتن حقايق و
واقعيات به مردم ؛ نقش بنيادي در جلب رضايت و اعتماد عمومي دارد ؛ اعتماد مردم به
دولتمردان بزرگترين سرمايه كارگزاران است . از اين رو در نهج البلاغه به اعتماد
مردم و مسؤولان توجه خاص شده است . امام علي ( ع ) با بهره گيري از صداقت حكومت كرد
و كارگزاران خويش را نيز به رعايت آن توجيه نمود . صراحت و صداقت حضرت در سياست يكي
از مشكلات خلافت آن حضرت بود . استاد شهيد مطهري مي نويسد : مشكل سوم خلافت او علي
( ع ) مسئله صداقت و صراحت حضرت در سياست بود كه كه اين را هم باز عده اي از
دوستانش نمي پسنديدند و مي گفتند سياست اين همه صراحت و صداقت برنمي دارد چاشني
سياست دغلبازي است . به خاطر عدم بهره گيري علي ( ع) از اهرم در مسائل حكومتي بود
كه برخي تصور مي كردند كه معاويه از علي ( ع) سياستمدار تر است . از اين رو حضرت در
جواب اين تصور فرمود : قسم به خدا معاويه از من سياستمدار تر نيست ولي او نيرنگ مي
زند و مرتكب گناه مي شود . اگر نيرنگ خصلت زشتي نبود من سياستمدار ترين مردم بودن .
در فرهنگ ديني و ساختار حكومتي ديني ، بهره گيري از سياست كه مبتني بر خدعه و نيرنگ
باشد ، جايز نيست و يكي از امتيازات حكومت علوي بر حكومت هاي اموي و عباسي نيز در
همين است كه حكومت علوي بر عنصر صداقت و عدالت استوار است . به توجه به نقش صداقت
در شيوه زمامداري است كه علي ( ع ) به مالك اشتر توصيه مي كند كه با مردم صادقانه
برخورد نموده و از وعده و شعارهايي كه همراه عمل نيست پرهيز كند . زيرا كه وعده هاي
بدون عمل و نشان دادن غيرواقع را به صورت واقع ؛ موجب خشم خدا و مردم مي شود . حضرت
خطاب به مالك اشتر فرمود : از منت نهادن بر رعيت به جهت احساني كه نموده اي و يا
بيش از حد جلوه دادن آنچه كرده اي بپرهيز و نيز از دادن وعده اي كه خلف مي كني
احتراز كن ؛ چه منت نهادن ، احسان را بي ارزش مي كند و زياده نگري روشنايي حق را مي
برد و خلف وعده موجب خشم خدا و مردم مي شود . خداي تعالي فرمود : گناه بزرگي است از
نظر خداوند كه بگوييد آنچه را عمل نمي كنيد . اعتماد مردم به دولتمردان بزرگترين
سرمايه كارگزاران است .